کارگاه آموزشی مفاهیم دینی مادر و کودک در کتابخانه شهدای سنجان
جمع‌خوانی کتاب «قصه ما مثل شد» در کتابخانه شهدای معصومیه
مسابقه نقاشی و قصه گویی رضوی در کتابخانه شهدای هندودر
عصر شعر «از محراب تا معراج» در خنداب برگزار شد
کتاب‌خوان مقابله با آسیب‌های اجتماعی در شهر داودآباد اراک
کتاب‌خوان مادران خلاق و کودکان در کتابخانه شهدای سنجان اراک
معرفی کتاب قصه‌های امام علی(ع) در کتابخانه علامه عسگری ساوه
نشست کتاب‌خوان در روستای کردیجان آشتیان
از  «راه و چاه»  تا  «آن مرد پیشگو»  در  کتاب‌خوان پرندک
معرفی «امیر سکوت و عدالت»  تا  «ابوذر صحرانشین»  در کتاب‌خوان سنجان
بهسازی فضای سبز کتابخانه عمومی اشراق دلیجان
نشست کتاب‌خوان رضوی در شهر داودآباد اراک
                                                                                           
برنامه‌های فرهنگی کتابخانه امام خمینی اراک(ره) در خرداد ماه
کارگاه آموزشی مدیریت خانواده در کتابخانه شهدای سنجان اراک
کتاب‌خوان عفاف و حجاب در کتابخانه علامه عسگری ساوه
جمع خوانی کتاب «اهمیت پزشکی روزه در سلامت انسان» در خنجین
قصه‌گویی از کتاب «ماه غریب من» در کتابخانه شهدای سنجان اراک
حضور کتابخانه‌های عمومی در نمایشگاه قرآنی شهرستان خنداب
جمع‌خوانی «شب قدر و استجابت دعا» در کتابخانه شهید بهشتی خمین
کتاب‌خوان همای رحمت در کتابخانه شهدای سنجان اراک
برگزاری محفل جزء خوانی قرآن کریم در کتابخانه ادیب الممالک جاورسیان
مسابقه نقاشی «کریم اهل بیت» در کتابخانه علامه طباطبایی محلات
مسابقه نقاشی «من مسلمانم» در کتابخانه علامه دلیجانی شهر دلیجان
مسابقه نقاشی جشنواره رضوی در کتابخانه امام خمینی (ره) گرکان

 

یادداشت شفاهی کتابدار (۱۳)تا ۱۰ سال آینده نسلی کتابخوان از طریق کتابخانه‌های عمومی تربیت می‌شود
با تکاپو و رونقی که بخش‌های کودک یافته‌اند می‌توان امیدوار بود تا ۱۰ سال آینده نسلی کتابخوان از طریق کتابخانه‌های عمومی تربیت شوند.


یادداشت شفاهی کتابدار (13)ماجرای هدیه‌ای که هر عضو در کتابخانه به ودیعه می‌گذارد
همانقدر که یاری و خدمت ما به یک عضو در او اثرگذار شود و کارگر افتد، این انرژی غرور و افتخار است که میهمان ما می‌شود.


یادداشت شفاهی کتابدار (12)کتابخانه در روستا یعنی فرهنگسرایی کوچک برای کاشت آرزوهای بزرگ
تجربه کتابداری در کتابخانه‌های روستایی تجربه‌ای بسیار متفاوت‌تر و ویژه محسوب می‌شود؛ از جهاتی آسان و از جهاتی دیگر دشوار است.


یادداشت شفاهی کتابدار (11)کتابخانه مونس تنهایی‌ها و یاری شفیق برای نابینایان است
چگونگی تهیه کتابی که یک عضو نابینا یا کم‌بینا آن را درخواست کرده، همیشه یکی از دغدغه‌هایی است که در ذهن و اندیشه من غوطه‌ور است.


یادداشت شفاهی کتابدار (10)کتابدار محوری؛ یعنی هزاران هزار انرژی و صدها هزار جوشش و انگیزه
انتخاب من به عنوان یکی از کتابداران برتر کشور در این سال آنهم کیلومترها دور از پایتخت و در محیطی کوچک یعنی کوچک‌ترین فعالیت نیز دیده می‌شود؛ یعنی کتابدار محوری؛ یعنی هزاران هزار انرژی و صدها هزار جوشش و انگیزه.


یادداشت شفاهی کتابدار (8)کتابداران کوچکی که قلب‌های بزرگ‌شان در کتابخانه می‌تپد
دیده شدن فعالیت‌ها و تلاش‌های هر کتابدار شیرین‌ترین اتفاق کاری می‌تواند محسوب شود اما در کنار این راه یافتن به بیست نامزد نهایی انتخاب پایتخت کتاب ایران نیز حلاوت خاص خود را در سالی که سپری شد برای کتابخانه ما به ارمغان آورد.


بهاریه‌ای به قلم «رضا فیاضی»داری یک کتاب مهمان‌مان کنی!؟
حالا که بهار آمده، قرار است چه گلی بر سر خودمان بزنیم. بهتر نیست با سیب‌زمینی پیازهایی که به هم می‌دهیم، یک کتاب هم برای مطالعه بگذاریم رویش. تا هم بهانه‌ای شود برای عید دیدنی جانانه و سلام و علیک تازه.


  • من زنده‌ام
    «من زنده‌ام» مجموعه خاطرات معصومه آباد از روزهای کودکی تا زمان اسارتش در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق است. در این اثر به روایت روزهای کودکی، شرح خانواده و وقایعی که در این دوران بر راوی می‌گذرد و پس از آن رخدادهای جنگ از نگاه معصومه آباد و سپس اسارتش در دست نیروهای بعثی روایت می‌شود. «من زنده‌ام» یکی از آثار پرمخاطب و جذاب در حوزه دفاع مقدس محسوب می‌شود. این کتاب در هشت فصل با عناوین کودکی، نوجوانی، انقلاب، جنگ و اسارت، زندان الرشید بغداد ، انتظار، اردوگاه موصل و عنبر، عکس و اسناد به چاپ رسیده است. لازم به ذکر است که کتاب مذکور به همراه تقریظی از مقام معظم رهبری روانه بازار نشر شده است. در تقریظ ایشان آمده است: «کتاب را با احساس دوگانه اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده اشک خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا و بر این هنرمندی در مجسم کردن زیبائی‌ها و زشتی‌ها و رنج‌ها و شادی‌ها آفرین گفتم. گنجینه یادها و خاطره‌های مجاهدان و آزادگان ذخیره عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پر بار و درس‌ها و آموختنی‌ها را پر شمار می‌کند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهن‌ها و حافظه‌ها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن. این نیز از نوشته‌هایی است که ترجمه‌اش لازم است، به چهار بانوی قهرمان این کتاب بویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام می فرستم.» معصومه آباد می‌گوید: «با خودم عهد بستم که حقیقت را هم‌چنان که دیده و شنیدم بدون اغراق بگویم. مبالغه آفت حقیقت است. آن‌جایی که گریه کردم، می‌گویم گریه کردم و آن‌جا که ترسیدم، می‌گویم ترسیدم!» لحن اثر پا‌به‌پای احوال نویسنده و عرصه‌های مختلفی که تجربه می‌کند، پیش می‌رود. گاهی که راوی و نویسنده اثر عصبانی یا رنجور است، کلمات و توصیف‌ها از همین جنس‌ است. شاید از همین رو کتاب، پر از رخداد و جزئیات است و این سوال را به ذهن می‌آورد که چطور این حجم از توصیف‌ و تصویر به یاد نویسنده مانده است؟ خانم معصومه آباد خود می‌گوید در طول 19 سال‌ بعد از آزادی تا سال 1392 از خاطراتش فرار نکرده و جا‌به‌جا و در مراسم‌های مختلف به دعوت جوان‌ها، دانشجویان و هر جمعی که دنبال شنیدن رخدادهای مستند آن روزهای سخت بودند، به سخنرانی و بیان خاطراتش پرداخته است. معصومه آباد با خاطراتش ما را به سلول‌های سرد و تنگ و تاریک اسارت برد و یادمان آورد چقدر زندگی، امید، آزادی و استقامت، دوست‌داشتنی و ارجمندند و انسان چه خلاق است که می‌تواند به اسارت معانی متفاوت بدهد. خانم آباد در ابتدای کتاب نوشته است: «سال‌ها بود سنگینی کلمات را بر شانه می‌کشیدم و هر روز خسته‌تر و خمیده‌تر می‌شدم. یک روز که قدم زنان با این کوله‌بار سنگین از پیاده‌رو خیابان وصال می‌گذشتم، به آقای مرتضی سرهنگی ــ گنجینه‌ی معرفتی شهدا، جانبازان و آزادگان ــ برخوردم. از حال من پرسید. گفتم هرچه می‌روم و هرچه می‌گذرد این بار سبک نمی‌شود. گفت باری که روی شانه‌های توست فقط از آن تو نیست. باید آن را آهسته و آرام زمین بگذاری و سنگینی آن را با دیگران تقسیم کنی. آن وقت این خاطرات مانند مدال افتخاری در گردن همه زنان کشورمان خواهد درخشید.» معصومه آباد به همراه شمسی بهرامی، فاطمه ناهیدی و حلیمه آزموده، در زندان رژیم بعث عراق محبوس گشته بودند. چهار نفر با تفکرات و سلایق مختلف که همراهی چهار ساله، آنان را در همه چیز همدل و همزبان کرد. حتی اتهامشان نیز شبیه هم بود: عشق به امام و انقلاب و جمهوری اسلامی ایران. معصومه آباد در این کتاب نیم قرن زندگی‌اش را قلم‌زنی کرده است؛ دوران کودکی و نوجوانی و انقلاب و دوران جنگ و اسارت. بعثی‌ها او را «دختر خمینی» نام می‌گذارند و به او و همراهانش، ژنرال می‌گویند. معصومه می‌گوید: «عنوان بنت‌الخمینی و ژنرال به من جسارت و جرأت بیشتری می‌داد... احساس کردم من سفیر انقلاب به سرزمین همسایه هستم! و تقدیر الهی این مأموریت را برایم رقم زده است.» با همین نگاه، ترس را شکست می‌دهد و با امید، جسارت را تسلیم خود می‌کند. گاه با صدای بلند و لحنی زیبا، قرآن می‌خواند. گاهی با دوستانش، سرودهای انقلابی می‌خوانند: خمینی ای امام! خمینی ای امام! ای مجاهد ای مظهر شرف... نیروهای بعثی با کابل‌های چرمی که از داخل‌شان سیم‌های برقی رد می‌شد، تا آنجا که قدرت داشتند به سر و تن او و شمسی و فاطمه و حلیمه زدند... معصومه یکباره کابل را از دست مأمور بعثی کشید و تا آنجا که قدرت داشت به پاها و هیکل او ضربه زد! شجاعت معصومه و دوستانش، محمدجواد تندگویان را به وجد آورده بود. او که در سلول کناری بود، فریاد زد: «نصرمن الله و فتح قریب» و بقیه اسرای مرد هم یکپارچه و «بشرالمؤمنین» را فریاد کردند. اعتصاب غذای معصومه و شمسی و حلیمه و فاطمه ناهیدی، فرمانده زندان الرشید و ماموران بعثی را از پای درآورد و چهار زن ایرانی به هدف خود رسیدند. صلیب سرخ نام آنان را ثبت کرد و آنها به اردوگاه موصل منتقل شدند. در آن حرکت شجاعانه، معصومه برای رسیدن به آزادگی و زندگی، راه مرگ را پیش پای خود گذاشت و همسفر مرگ شد، تا به آزادی نسبی رسید. در بخشی از کتاب آمده است: «وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن‌ها تشر زدند که چرا جا باز می‌کنید و روی دست و پای هم نشسته‌اید؟ و با اسلحه‌هایشان برادرها را از هم دور می‌کردند. نگاه‌های چندش‌آور و کش‌دارشان از روی ما برداشته نمی‌شد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیل‌های پرپشت و با لهجه غلیظ آبادانی، جواد [مترجم ایرانی عراقی‌ها] را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن! رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من می‌گن اسمال یخی، بچه آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هر خطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم می‌خوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و با غیرت و شرف مردن برای ما افتخاره. دست به سبیلش برد و یک نخ از آن را کند و گفت ما به سبیلمون قسم می‌خوریم. چشمی که ندونه به مردم چطور نگاه کنه مستحق کور شدنه. وقتی شما زن‌ها رو به اسارت می‌گیرید یعنی از غیرت و شرف و مردانگی شما چیزی باقی نمونده...» در بخشی دیگر از کتاب آمده است: «سلمان به من گفت: فقط قول بده گاهی با یه نوشته ما را از سلامتی‌ات مطلع کنی. با ناراحتی گفتم: چی؟ نوشته؟... نه نمی‌تونم، من کاغذ و قلم از کجا گیر بیارم؟ گفت: چقدر برای دو کلمه نوشتن چانه می‌زنی. نمی‌خواد شاهنامه بنویسی، فقط بنویس: «من زنده‌ام». روزی هم که در 12 کیلومتری جاده آبادان به اسارت نیروهای بعثی درآمد، کاغذی از او به دست افسر عراقی افتاد که روی آن نوشته بود: «من زنده‌ام»! در بازجویی، همین جمله کوتاه، شد یک رمز و سندی بر علیه معصومه! پس از دو سال که از اسارت او می‌گذشت، صلیب سرخ یک برگ آبی به عنوان نامه فوری به او داد که روی آن فقط دو کلمه بنویسد و برای خانواده‌اش بفرستد. معصومه نوشت: من زنده‌ام... بیمارستان الرشید بغداد. وقتی این نامه در بهار سال 1361 به دست برادرش «سلمان» رسید، با خود گفت: معصومه! چقدر تلاش کرده‌ای که همه لحظه و روز و خاطرات را در دو کلمه خلاصه کنی، دو کلمه‌ای که می‌خواستی با نوشتن‌شان به قولی که داده بودی وفادار بمانی: «من زنده‌ام»!
  • هنر خوب زندگی کردن
    این کتاب از جمله کتاب های روانشناسانه مؤثر در توسعه ادراک و فهم عمومی در مسائل زندگانی بشمار آید، از این رو به زعم نویسنده اش راهنمای روش زندگانی و یا هنر خوب زندگی کردن است. مؤلف در خلق اثر از سخنان بسیاری از بزرگان تاریخ استفاده کرده است و کتاب مشحون است از این نقل قول ها. هنر فکر کردن به نظر نویسنده بزرگترین قدرت و بهترین وسیله بدست آوردن سعادت است. به نظر موروا کار بهترین وسیله اعمال قدرت و معرّف درجه توانایی و قدرت شخصی است. هیچ هنر و صنعتی برای یک فرمانده ارتش و یا یک وزیر، ارزش تقوی و برتری نفسانی که موروا معلّم آن است، را ندارد. آندره موروا در این کتاب هیچگاه دنبال تعلیم اصول رایج ترقی امروزی یعنی خدعه، تزویر و ریا نرفته است و همانند فیلسوف، همه جا اصول درستی و راستی و نیک نفسی را تعلیم داده است. این کتاب دارای پنج بخش است؛ در هریک از بخش های آن به مواردی همچون هنر نیک اندیشیدن؛ هنر دوست داشتن؛ هنر کارکردن؛ هنر فرماندهی کردن؛ هنر پیرشدن اشاره شده است. در بخشی از این نوشتار آمده است: هنر خوب فکر کردن عبارت از آن است که ما از مدل و نمونۀ کوچک داخلی دنیای وجود خود، بر اساس دنیای بزرگ و واقعی تصویر صریحی که شایستۀ وجود ماست، ساخته باشیم. قوۀ هوش و ادراک در زندگی، تمام موضوعات را به تصرف خود درمی‌آورد و دنیایی جدید را برای هر انسانی به وجود می‌آورد. شیوۀ اندیشیدن به موضوعات، دوست داشتن دیگری، کار و شغل و رهبری در زندگی هر شخص تاثیر بسیاری دارد. در زندگی، عبور از مرحلۀ جوانی به پیری به حدی کُند و آهسته انجام می‌شود که خود شخص این تغییرات را احساس نمی‌کند. درد حقیقی پیری در ضعف جسمانی نیست، بلکه لاقیدی روحی باعث احساس پیری در زندگی فرد می‌شود. محبت، تحسین و ستایش در زندگی، به سن و سال احتیاج ندارد و شخص با داشتن روحیه و تفکر مثبت در دوران پیری، می‌تواند به خوبی زندگی کند.
  • دایره المعارف مدرسه
    هر دانش آموزی به کتابی نیازمند است که به پرسش‌ها و دغدغه‌های ذهنی او در زمینه‌های گوناگون پاسخ روشن و کافی داده باشد. درباره جهان و چگونگی شکل‌گیری آن، رشد گیاهان، تابش نور خورشید، طرز کار بدن، اتفاقات و جریانات تاریخی، آداب و رسوم مردمان سایر ملل وغیره. از جمله‌ی این کتاب‌ها 9000 عنوان و مفهوم این کتاب است که همراه با اطلاعات و جداول آماری و با 2500 تصویر رنگی، جذابیتی خاص دارد. نیاز اولیه به کسب اطلاعات در رابطه با جهان پیرامونی می‌تواند به نوعی علاقه دائمی به کشف جهان و درک عمیق از آن تبدیل گردد. هدف از این دایره‌المعارف تشویق نوجوانان به شناختن محیط از طریق ارائه اطلاعات دقیق و صحیح همراه با تصاویر چشم نواز، جذاب و جالب است. موضوعاتی که در این کتاب در رابطه با آن اطلاعات دقیقی می‌دهد عبارتند از: فضا، زمین، محیط زیست و بوم‌شناسی، دنیای زنده (گیاهان و جانوران)، قاره‌های زمین، فرهنگ (دین، هنر و آداب و رسوم)، تاریخ و سیاست، علوم، فناوری و بدن انسان. در متن کتاب ارجاعات و اطلاعات تاریخی فراوانی داده شده است که خواننده می‌تواند با مراجعه به آنها به اطلاعات خویش عمق بیشتری ببخشد. در این مجموعه اطلاعات لازم برای راهنمایی خواننده در زمینه ارکسترها، مناطق زمانی یا تهیه مجموعه حشرات و کانی‌ها آورده شده است. از این رو هر بخش تقسیم شده است به مقاله اصلی (که روی سرفصل‌های اصلی متمرکز شده است)، مجموعه‌ها (شامل گروه‌های خاص از اشیاء و جانداران)، جداول، نقشه‌ها (اطلاعاتی درباره قاره‌ها و کشورها)، خوب است بدانید (برای عمق بخشیدن به یک موضوع). با ورق زدن این کتاب در بخش‌های مختلف، پاسخ بسیاری از پرسش‌های را می‌توان پیدا نمود. از کهکشان‌های عظیم تا باکتری‌های ذره‌بینی، و از سلول‌های بدن خودتان تا تمدن‌های قدیمی و فراموش شده، که جملگی در این کتاب معرفی شده‌اند.
  • جلوه های غدیر
    این اثر شرح مختصری از تاریخچه واقعه ی عظیم غدیر خم را بیان کرده است و پس از آن هم متن و ترجمه ی روان خطبه غدیر را ذکر کرده و بخش های مختلف خطبه غدیر را با عناوین مناسبی از یکدیگر مجزا کرده است. برخی از مهمترین عناوین بخش نخست کتاب عبارتند از: آغاز سفر غدیر(حجة الوداع)، اولین نشانه های غدیر، افشای سرّ غدیر، سخنرانی زیبا و تاریخی پیامبر، دعوت برای بیعت، مراسم بیعت غدیر، نشانه های فتنه، آخرین سخنان پیامبر، نگارندگان غدیر، زنده نگهداشتن غدیر، جلوه های غدیر، برپادارندگان عید غدیر. متن کتاب بسیار روان است و سعی شده ارجاعات کتاب از منابع معتبر و دست اول باشد هر چند که کمتر از متن عربی روایات استفاده شده است و به ذکر ترجمه بسنده شده. کتاب برای کسانی که آشنایی چندانی با ابعاد مختلف واقعه ی غدیر ندارند مفید است ضمن آنکه خطبه بسیار مهم و پرمحتوای غدیر که کمتر مسلمان و شیعه ای هست که آن را به طور کامل مطالعه کرده باشد نیز به خوبی در این اثر ترجمه شده است که مطالعه ی آن بر هر شیعه و بلکه مسلمانی واجب است، آنچنان که خود حضرت رسول صلوات الله علیه و آله دستور داده اند که حاضران، این خطبه را به غایبان برسانند و ما جزو غایبانی بوده ایم که می بایست از مضمون کامل این خطبه ی گرانسنگ و گوهر بار رسول اکرم صلوات الله علیه و آله مطلع شویم.
  • ترغیب
    جین آستین نویسنده‌ای انگلیسی است که آثارش، ادبیات انگلیسی را بسیار تحت تأثیر قرار داد. شناخت نویسنده از زندگی زنان و مهارتش در گوشه و کنایه‌ها، او را به یکی از مشهورترین رمان‌نویسان عصر خودش تبدیل کرد. نویسنده در سال 1775 چشم به جهان گشود و در طول زندگانی کوتاهش (مرگ در سال 1817) با نگارش شش رمان به یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان کلاسیک بدل گشت. کتاب‌های مشهور او عبارتند از: غرور و تعصب، حس و حساسیت یا عقل و احساس، نورثنگر ابی، منسفیلد پارک، اِما و ترغیب. به نظر نقادان، او نبوغی دو وجهی داشت: هم طنز قدرتمندی در نوشته‌هایش دیده می‌شود (طنز سیاه) و هم با اخلاقیات و روحیات آدمیان بسیار آشناست. آستین در داستان‌های مردم‌پسند خویش نگاهی نافذ به مناسبت‌های گروهای کوچک دارد که شخصیت‌های افراد این گروه‌ها را دقیقاً بازشناسی کرده است و گاه این شخصیت‌ها را در مسیر پر از رمز و راز احساسی قرار می‌دهد که به ازدواج می‌انجامد. او خود زمانی گفته بود آشنایی با سه یا چهار خانواده در یک روستا کافی است تا داستانی پر احساس از روابط میان آنان خلق کند؛ او هرگز از آنچه که حس یا لمس نکرده بود، سخنی به میان نمی‌آورد. ترغیب در سال 1818 و پس از مرگ جین آستین منتشر شد اما جین استین آن را در سالهای 1815 و 1816 نوشته بود و در واقع آخرین نوشته او بوده است. این آخرین رمان او سرشار است از طنز، نکته‌بینی و نگاه هوشمندانه به رفتار آدمها. تفاوتی که میان ترغیب و رمان‌های دیگر نویسنده به چشم می خورد، لحن بدبینانه‌تر این رمان است. ان الیوت دختری است از طبقه متوسط جامعه که با شکیبایی زندگی را پیش می‌برد. ان الیوت، قهرمان آخرین رمان جین آستین، در آستانه سی سالگی، در محیط تنگ و محدود که ارزش‌های کاذب بر آن حاکم است، با متانت و شکیبایی زندگی را پیش می‌برد. در حالی¬که هشت سال پیش به ترغیب دوستان و نزدیکانش به خواستگاری مرد محبوبش (کاپیتان ونتورث) جواب رد داده بود. حالا چه چیزی آن مرد را ترغیب خواهد کرد تا برای تجدید رابطه قدم جلو بگذارد؟
  • آخرین انار دنیا
    آخرین ‌انار ‌دنیا ‌رمانی ‌جهانی ‌است‌ چرا ‌که ‌تا‌کنون ‌به ‌زبان‌های‌ آلمانی‌، روسی‌، انگلیسی‌، عربی، یونانی‌، ترکی ‌و ‌اخیراً هم ‌اسپانیایی ‌برگردان ‌شده ‌و ‌هنوز ‌هم‌ در ‌نشریات ‌ادبی‌ دنیا ‌نقدهایی ‌می‌خورد‌... بختیار علی این نویسنده کرد عراقی برای بیان روایتش از رئالیسم جادویی با پرداختی بسیار ماهرانه بهره¬برده است. مظفر صبگاهی: راوی داستان است. مردی که در جریان مبارزات سیاسی به زندان افتاده، پس از ۲۱ سال آزاد شده است و دنبال پسرش سریاس می‌گردد. می‌بیند که حزب او پیروز شده است اما کشورش درگیر جنگ است. جنگی داخلی که پایان ناپذیر می‌نماید. هم رزمانش به قدرت رسیده و فاسد شده‌اند. همه چیز را مو به مو به تصویر می‌کشد اما قضاوت نمی‌کند. سریاس صبگاهی: پسر مظفر که مادرش هنگام تولدش مرده است. پدرش هم که همان روزها به زندان می افتد. اوج داستان آنجاست که وقتی مظفر صبگاهی دنبال سریاس می‌گردد با سه سریاس مواجه می‌شود و راهی نیست تا بفهمد کدام سریاس پسر اوست. سه سریاس زندگی‌های متفاوتی دارند که سرگذشت هر یک خواندنی‌ست. سریاس اول در میدان گاری‌چی ها به قتل می‌رسد. سریاس دوم سرباز است و پس از سالها جنگ اسیر می شود. سریاس آخر هم که در کودکی در آتش یک بمب دچار سوختگی شده است.
  • جزیره اسرار آمیز
    جزیره اسرارآمیز یکی از آثار مشهور ژول ورن پیشگام داستان های علمی و تخیلی جهان است. داستانی فرانسوی با موضوع علمی ـ تخیلی، در سال 1865، پنج مرد در خلال جنگ داخلی آمریکا از زندان جنوبی‌ها با بالون فرار کرده و هفت هزار مایل به وسیله طوفان وحشتناکی به پیش رانده می شوند و در یک جزیره اسرارآمیز سقوط می کنند. کاپیتان «سایروس هاردینگ» و سگش «تاپ»، «نب»، «گیدون»، «جک» و «هربرت»، فراریانی بودند، که در این جزیره اسرارآمیز به مدّت چهارسال زندگی کرده و توسطّ نیرویی مرموز حفاظت می شوند. آنها از همه مهارت هایشان برای ادامه بقا استفاده می کنند و جامعه ای را روی این جزیره برپا می کنند. جامعه آنها شامل یک افسر و یکی از خدمتگزارانش، یک خبرنگار و یک ملوان و پسرخوانده اش و یک سگ است. در ابتدای داستان، وقتی بالنی که آنها را حمل می کند، روی آب سقوط می کند، یکی از مسافران مفقود می شود و در شرف مرگ قرار می گیرد. اما او به شکل معجزه آسا و مشکوکی نجات پیدا می کند. این مسافران در این جزیره همه ابزار لازم برای شکار و دفاع از خود را می سازند، به بهترین وجه مکان امنی را برای سکونت درست می کنند، دامپروری راه می اندازند،‌ کشاورزی می کنند و شروع به ساختن کشتی برای فرار از جزیره می کنند. آنها در این جزیره با ماجراهای جذابی روبرو می شوند، از جمله حمله میمون ها و حیوانات وحشی دیگر؛ مواجه شدن با مردی که با سال ها ماندن در جزیره خوی انسانیش را از دست داده است، ولیکن با کمک آنها مجدداً به انسانیت خود باز می گردد و ماجرای زندگی جالبش را توضیح می دهد. آمدن دزدان دریایی به جزیره، مبارزه با آنها و مجروح شدن شدید یک نفرشان و... . در تمام ماجراهایی که در این داستان پیش می آید، می دانند که کسی از آنها حمایت می کند و بارها و بارها نجاتشان می دهد؛ سرانجام این ناشناس در نزدیکی مرگش خودش را به آنها نشان می دهد. این گروه بعداً می فهمند که کمک کننده ناشناس "کاپیتان نمو" گوشه نشین است. (کاپیتان نمو، اولین بار در دوازده هزار فرسنگ زیر دریا، اثر دیگری از ژول ورن معرفی شده است) او مردی هندی است؛ که قبلاً در کشورش بر ضد استعمارگران انگلیسی جنگیده است و یک کشتی آنها را نیز با زیر دریایی خود غرق کرده است. او می میرد و گروه طبق وصیتش او را در زیر دریایی خودش در زیر دریا دفن می کنند. در این زمان آتشفشان جزیره نیز شروع به فوران می کند و مسافران در نهایت به وسیله یک کشتی در حال عبور نجات پیدا می کنند.
  • آن سوی خیال
    مینا در یک خانواده پر جمعیت و تنگدست بزرگ شده و تمام تلاش این است که خوب درس بخوانه تا بعد از اتمام تحصیل بتواند کاری پیدا کرده و کمک حال خانواده باشد. وی پس از گرفتن دیپلم، از طریق یکی از دبیرهایش در یک شرکت به عنوان منشی استخدام می‌شود. همه چیز خوب پیش میرود تا روزی که شیخ یونس، مهمان کویتی شرکت به آنجا آمده و مینا را برای ازدواج با پسرش در نظر میگیرد، مینا هم که فکری جز کمک به خانواده‌اش ندارد، با گذاشتن شرایطی این پیشنهاد را قبول می‌کند و... در بخشی از کتاب می‌خوانیم: دیگر خواب نبودم ولی حیفم میامد از جا بلند شوم. خماری خواب هم دست بردار نبود. سر و صدای اطرافم را نشنیده گرفتم امروز حق داشتم که بیشتر از بقیه استراحت کنم ناسلامتی یک سال بزرگتر شده بودم ولی انگار بقیه متوجه نبودند. بیست و چهارم اسفند رسیده و من هفده ساله شده بودم. از ضربه ای که مادر به پشتم زد جا خوردم هرچند تازگی نداشت. صدایش را شنیدم که گفت: مینا پاشو دیگه لنگ ظهره نمیخوای بلند شی؟ غرغرکنان از این پهلو به ان پهلو می‌غلتیدم که ضربه بعدی نثارم شد.به محض کنار زدن پتو چشمم به ساعت دیواری کهنه و قدیمیمان افتاد. هنوز چند دقیقه به هشت مانده بوده فکر کردم بد نیست کمی خودم را لوس کنم اما به محض اینکه گفتم:"کی گفته لنگه ظهره؟هنوز ساعت هشت نشده... مادر با یک حرکت پتو را از رویم کشید. از سردی هوا خودم را جمع کردم. پاشو دختر چقدر می خوابی؟ از اینکه حق نداشتم در روز تولدم کمی بیشتر بخوابم حرصم گرفت ولی می دانستم مادر دست بردار نیست.با بی میلی از جا بلند شدم و بی حال همانجا نشستم. نگاه خمارم دوری در اتاق زد وضعیت غیر عادی به نظر می امد. اولین فکری که به نظرم رسید این بود که چه طور مادر هنوز به هتل نرفته؟! هرچند از کار کردن او در هتل عذاب می‌کشیدم ولی به غیبت‌هایش عادت داشتم مشغول تا زدن رختخواب بودم که دوباره صدایش بلند شد.
  • یادداشتهای ناتمام
    «یادداشت‌های ناتمام» خاطراتی از چهار رزمنده دوران جنگ تحمیلی ست؛ این کتاب حاصل دست یافتن به چند دفترچه یادداشت از کمال سپاهی، شهید علی سمندریان، اصغر آبخضر و شهید سید محمد شکری است که هریک از نوشتجات به یکی از ایشان اختصاص دارد. «یادداشت‌های ناتمام» با بیان جزئیات و لحظاتی بکر و مستند، توانسته است در تکمیل تصویری که از دوران دفاع مقدس وجود دارد، نقش شایانی بازی کند و جنبه‌هایی دیگر از این واقعه بزرگ را پیش روی مخاطبان بگشاید. "شب آتش" یادداشتی از تقویم روزشمار اصغر آبخضر است؛ که در آن گوشه کوچکی از شب پرحادثه و پرآتش عملیات مسلم بن عقیل را به ما نشان می دهد. "در مهران" از نوشته های شهید سید محمد شکری است. او که در کربلا به دنیا آمده بود، به هنگام شهادت سال چهارم پزشکی دانشگاه تهران را پشت سر می گذاشت؛ این نوشته به بخشی از درگیری‌های گردان حبیب در منطقه مهران اختصاص دارد. "یادداشتهای ناتمام" از شهید سمندریان است، که از جمله گزارش نویسان مناطق عملیاتی جبهه بود، که با شهادتش برای همیشه یادداشتهایش ناتمام ماند؛ نام کتاب نیز برگرفته از عنوان همین بخش است؛ وی در این یادداشت‌ روزگار دوران جنگ را شرح می‏دهد. علاوه بر این، وصیت‌نامه کوتاه و مختصر شهید سمندریان در انتهای یادداشت آمده است. "لحظه توسل" نوشته کمال سپاهی، بی سیم چی گردان حبیب است که ساعتی از جنگ را در دشت شلمچه، موقعیت و رویدادهای اردوگاه رزمندگان در کارون را از عملیات کربلای پنج برای ما مخابره می کند. در تقریظی از مقام معظم رهبری حفظه الله درباره این کتاب آمده است: از این چهار نوشته، سومی را که به قلم شهید سید محمد شکری است، قبلاً در جزوه‌ مستقل خوانده بودم، از اولی که به قلم شیوا و سرشار از صفای شهید سمندری است ذکری در« حَنابندانِ » قدمی ـ که یکی از شیواترین نوشته‌های مربوط به جبهه است ـ رفته بود و با آن آشنایی دورا دوری داشتم. آن را خواندم و حقیقتاً محظوظ شدم. خدا این هر دو شهید را در سرادق ملکوت همنشین اولیاء فرماید. نوشته‌ کمال سپاهی هم شیرین و خواندنی است هر چند آن جاذبه‌ دو نوشته‌ی دیگر را ندارد. درباره‌ نوشته‌ آخر هم دو سه جمله در ابتدای آن نوشته‌ام. خداوند به همه‌شان جزای خیر بدهد.
اراک: کتابخانه شهدای معصومیه؛ خوانش گروهی خاطره های کتابداران از کتاب روایت آشنا توسط اعضای کتابخانه1396/4/1 پنجشنبه
اراک: کتابخانه شهدای معصومیه؛ جمع خوانی کتاب صوفی و چراغ جادو با حضور کودکان روستا1396/3/31 چهارشنبه
دلیجان: کتابخانه علامه دلیجانی؛ نشست کتاب‌خوان با موضوع «اخلاق اسلامی در زندگی» 1396/3/30 سه شنبه
خمین: کتابخانه شهید بهشتی؛ نشست کتاب‌خوان با محوریت آسیب‌های اجتماعی در اداره زندان شهرستان خمین1396/3/30 سه شنبه
فراهان: کتابخانه شهید هاشمی خنجین؛ برنامه جمع‌خوانی کتاب «اهمیت پزشکی روزه در سلامت انسان» 1396/3/29 دوشنبه
اراک: کتابخانه شهدای داوودآباد؛ حافظ‌خوانی نوجوانان در کانون فرهنگی کتابخانه 1396/3/29 دوشنبه
شازند: کتابخانه ملاصدرای شهباز؛ نمایشگاه کتاب گرامیداشت یاد و خاطره شهید چمران 1396/3/29 دوشنبه
زرندیه: کتابخانه شهدای پرندک؛ نشست کتاب‌خوان کتابخانه ای1396/3/28 يكشنبه
فراهان: کتابخانه قائم مقام فراهانی؛ جمع خوانی و مسابقه نقاشی جشنواره رضوی1396/3/28 يكشنبه
خمین: کتابخانه شهید بهشتی؛ معرفی کتاب صوتی حریم ریحانه تالیف نعیمه اسلاملو1396/3/28 يكشنبه
اراک: کتابخانه شهدای معصومیه؛ جمع خوانی کتاب قصه ما مثل شد با حضور کودکان روستا1396/3/27 شنبه
خمین: کتابخانه شهید بهشتی؛ نمایشگاه کتاب و پوستر عفاف و حجاب1396/3/27 شنبه
شازند: کتابخانه امیرالمومنین(ع) آستانه؛ نمایشگاه کتاب امام علی(ع) و معرفی کتب زندگینامه آن حضرت1396/3/27 شنبه
شازند: کتابخانه شهدای هندودر؛ نمایشگاه کتاب حجاب و عفاف1396/3/27 شنبه
                   
 اراک، میدان فاطمیه - کدپستی: 3818717987 - تلفن:33676631 - نمابر: 33679518
کلمات کلیدی
تمامی حقوق این پورتال متعلق به نهاد کتابخانه های عمومی کشور می باشد

مجری سایت : شرکت سیگما